هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
516
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
امام حسن ( ع ) پس از وفات جد و مادرش پيامبر خدا ( ص ) در حالى كه نوادهاش حسن ( ع ) در آغاز كودكى بود و هنوز هفت سالگى را به پايان نرسانده بود از اين دنيا رخت بر بست مدت هفت سال اگر چه به حساب زمانى و در عمر مردم خيلى كوتاه است و از سالهاى كودكى تجاوز نمىكند ولى امام حسن على رغم اينكه در آن هنگام از اين سن تجاوز نكرده بود همانچه كه بزرگان و ياران پا به سن گذارده پيامبر ، از محضرش درك مىكردند و برداشت مىنمودند درك و برداشت مىكرد بر همين اساس فقدان جدش را احساس مىكرد و تا مدتها غم و اندوه آن بر چهرهاش نمايان بود بويژه هنگامى كه مادرش را مىديد كه از شدت درد و غم به خود مىپيچيد و شب و روز برايش اشك مىريخت و اذيت و آزار و جفا و حوادث ظالمانهاى را كه تلخى آن را مادر چشيده بود مىديد و لمس مىكرد مادر به مبارزه ادامه مىداد و با غاصبين حقش [ و حق همسرش على ( ع ) ] با منطق و دليل به رويارويى مىپرداخت و در همان حال پدرش را بخاطر مىآورد و روزهايى را كه زنده بود و گريه كنان به شكوه بر قبر پدرش مىرفت و مىگفت : - بر من آنچنان مصيبتهايى وارد آمده كه اگر بر روزها وارد مىآمد تبديل به شب مىگشتند . - من در سايهء محمد ( ص ) ، پناهگاهى داشتم و از هيچ ستمى ، نمىهراسيدم و روزهاى خوش من بود . - ولى امروز در برابر هر خوارى ، سر فرود مىآورم و از ستمى كه بر من مىرود مىپرهيزم و ستمكارهام را با پيراهنم مىرانم .